Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on facebook
Share on google
Share on twitter

یه چند روز پیش بود که یکی از دوستام اومد سراغم یه مشورت بگیره. در مورد پیشنهادی که بهش داده بودن. به نظرتون چه پیشنهادی بوده؟ بله، برای این که بره توی یکی از این شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای. سوالش اینجا بود که بره یا نه. مثل این که چند وقت پیش یکی از این عزیزان توی پارک ساعت ۱۱ شب رفته سراغش و پرزنتش کرده!! (این توضیح رو یادتون بمونه تا بعد و خودتون با ادعاهای عضو بازاریاب این شرکت مقایسه کنید)

همراه یکی دیگه از دوستان یه سری توضیحات دادیم بهش؛ ولی خب زیاد قانع نشد. گفتیم این بار باهات میایم اونجا، شما هم بگو که دو نفر رو میخوای ببری برای این که بریم زیر شاخت و توجیهشون کنید. و در نهایت پا شدیم رفتیم اونجا. کاری ندارم که اون شب چه اتفاقی افتاد و بحث به کجاها کشید، فقط در این حد بگم که طرف‌های مقابل فقط کم مونده بود ما رو یه کتکی بزنن و فحش کشمون کنن! آخر سری هم با خنده خنده بای بای کردیم و اومدیم بیرون. ولی خب خدا رو شکر حداقل ۳ نفر نجات پیدا کردن و چند ماه یا شایدم چند سال از عمرشون برای منافع یه سری آدم دیگه به خطر نیفتاد و هدر نرفت.

اما چرا این مطلب رو گذاشتم؟! چیزی که دیدم واقعا وحشتناک بود. یه جمع خیلی خیلی زیاد. جالبه دفتر این شرکت سر مسیر هر روزم هست و همیشه کلی آدم میدیدم که ریختن اونجا. همیشه سوال بود برام که چه خبره اینجا؛ و اون روز فهمیدم چه خبره. یه خبر وحشتناک که فکر کنم خیلی‌ها راحت بگم سرشون کلاه رفته. برا همین به نظرم اومد حداقل یه سری توضیحات بنویسم اینجا شاید باعث شد یه حداقل یه نفر کمتر توی اینجور دام‌ها بیفتن.

اون چیزایی که میخوام اینجا بنویسم یه جورایی رو کردن دست این افراد هست. گام به گام موارد رو بیان می‌کنم.

۱- با شلوار لی و آستین کوتاه نیاین تو!

مثل این که یه سری از این شرکت‌ها مثل اینی که رفتیم یه همچین قانونی گذاشتن. شاید بشه یه همچین مواردی رو یه جور ترفند و حمله تبلیغاتی و رسانه‌ای به حساب آورد! اولین چیزی که دم در به ذهنتون میرسه اینه که اینجا که فقط یه شرکت خصوصیه، مگه اینجا فلان جاست! توجیهی که براتون میارن اینه که برای نظم سیستمی هست؛ اما این فقط یه دروغ هست. نظم سیستمی با جنس و شکل لباس شکل نمی‌گیره. برای همین هست که عموما به خاطر همین سوال و شنیدن این توجیه یه سری اعتمادشون جلب میشه. بله اعتماد. وجود یه همچین قانون‌هایی باعث میشه شما اعتمادتون بره بالاتر که بله اینجا یه جای الکی نیست! 

۲- ذات بازاریابی شبکه‌ای و حذف واسطه

نگا کنید ذات بازاریابی شبکه‌ای و تئوری اصلیش میتونه درست باشه اما به شرط و شروط خیلی زیاد؛ ولی نه به شکلی که شرکت‌های ایرانی که در موردشون تحقیق کردم دارن انجام میدن. یکی از شعارهایی که میدن حذف واسطه هست؛ اما واسطه کیه؟ واسطه همون دست‌های میانی فروش هست. از حمل و نقل اضافه و عمده فروش و خرده فروش و … . حله؟ پس تا الان احتمالا متوجه نشدین که اگر قراره واسطه حذف بشه پس باید قیمت حداقل به اندازه ۱۵ تا ۵۰ درصد نسبت به قیمت بازار کمتر بشه! اما اگه دقت کنید میبینید که قیمت‌ها هیچ که کمتر نیست، توی خیلی از موارد بیشتر هم هست!! پس ادعای حذف واسطه عملا یه ادعای غیر واقعی هست. در حقیقت این شرکت اصلی هست که سود همه واسطه‌هایی که توی یه بازار واقعی داره روی جنس کشیده میشه رو به جیب میزنه! پس تا الان شما به عنوان مثلا بازاریاب یه سود کلان به جیب این شرکت‌ها ریختین! بماند که با این کار دارین نون خیلی از مردم رو هم بدون این که عموم افراد سود کرده باشن هم میبرید! 

اما این شرکت‌ها چطوری ماست مالیش میکنن؟ میگن بله آقا ما جنس‌هامون یه کیفیت خیلی عالی داره به خاطر همین گرون‌تر هستن! (همون شب سر خرید خط تولید و برند و پتنت فرمولاسیون محصولات و خیلی چیزای دیگه بحث شد که هر کاری کردن نتونستن ماست مالیش کنن!) یه سری برندهای ناشناس عموما خارجی یا داخلی نتیجه این فروش‌ها هستن. 

۳- اول بخر بعد بفروش!

همون لحظه‌ی اول مثل این که بهتون میگن این جنس‌ها رو (توی این شرکت از ۱۰۰ هزار تومن تا ۷ میلیون تومن) از ما بخر بعد ما یه پورسانت بهت میدیم بعد هم برو بفروش! میبینی شما ضرر نکردی! ما نیومدیم مثل گولدکوئیست و اینا یه چیز مجازی بهت بفروشیم، دقیقا داریم جنس بهت میدیم، پس ما قانونی و قابل اعتماد هستیم. فکر کنم فهمیدین چی شد؟! بله شما در عمل به عنوان بازاریاب اونجا نیستین. رسما خودتون مشتری نهایی هستین! ذات بازاریابی اینه که اول بفروش بعد جنس رو تحویل بگیر نه اول بخر بعد بفروش! تا همینجا خودتون حساب کنید با اون حجم آدم‌هایی که میبینید حجم جریان نقدی و گردش مالی این شرکت‌ها به چه میزانی هست و از خواب این پول‌ها به مدت چند روز و یا شاید چند ماه هم چه سودی به جیب میزنن. 

اما لازمه که ذکر بشه که طبق قانون صنایع و معادن برای این شرکت‌ها، در صورت عدم فروش و بعد از کسر مالیات‌های غیر قابل برگشت و هزینه‌ی حمل و نقل اینا جنس فروش نرفته رو تحویل بگیرن و پولش رو بهتون پس بدن. توی این مرحله هم احتمالا میره توی این داستان‌ها که آی تاریخ مصرفش گذشته، فرمولاسیون دیگه عوض شده و هزار تا بهونه دیگه. (شرکت‌هایی که محصولاتشون رو گارانتی میکنن و بعدش میزنن زیرش رو که حتما دیدین! اینا هم همین شکلی!)

خلاصه کنم: این روش که توی این شرکت‌ا داره استفاده میشه صرفا داره یه بازار مصرف‌گرا رو ایجاد میکنه. عزیزان دست اندر کار لطفا به گوش باشید شاید یه مدت دیگه دیر شده باشه.

۴- یه شبه پولدار شو

عزیز من لطفا لطفا لطفا بشین یه مقدار سرگذشت پولدارهای گنده دنیا رو بخون. اونایی که واقعا کارهای بزرگ کردن. مطالعه‌ی اینا باعث میشه تریک این افراد در خصوص یه شبه پولدار شدن دیگه برای شما جواب نده.

۵- وقت گیر نبودن این کار

اونطوری که میگن این کار روزی ۲ تا ۴ ساعت وقت میگیره. وقتی میره تو شکمشون که اینطور نیست و حساب کتاب میکنی شروع میکنن به بازی با کلمه‌ها. (تهش از این بنده خدا که طرف حساب ما بود توی این داستان و ادعا داشت ۲۰۰ نفر شبکه داره و کلی پول به جیب میزنه پرسیدیم عزیزم شما همین الانش برای ما ۳ ساعت وقت گذاشتی اونم تا ساعت ۱۰ شب! تازه این همه اهن و تلپت! برگشت گفت به خاطر احترام به شبکه هست! ماشاءالله حرف هم کم نمی‌آوردن)

حالا واقعا سوال اینجاست که اگه این همه زمان رو روی هر کسب و کار دیگه‌ای که مالکش خودتون باشین بذارین و همون میزان فکر بذارین روش، در نهایت چه چیزی دارین؟! و اینجا چه چیزی عایدتون میشه.

۶- منفعت مالی سرشار!

بله این قسمت رو راست میگن! ولی با چند تا شرط: از اون سرشاخه‌های اصلی باشی، هرمی که تشکیل دادی پرتی نداشته باشه، و از همه مهم‌تر شرکت بازاریابی به جای خودش باقی باشه!!! 

نگا کنید داستان اینجاست که این شرکت‌ها رسما همون شرکت‌های هرمی هستن. (تعارف نداریم که. فقط فرقشون این هست که یه جنس فیزیکی دارن و مالیاتشون رو میدن!) حالا داستان اینجاست که این شبکه‌ی بازاریاب‌های هرمی تا کجا میخواد بره جلو. همین آدمهایی که اطرافتون هستن و هر روز دارین میان تا کجا قراره جلو برن؟ طبیعتا یه حدی داره. اون حد همون حد کشش بازاریاب‌ها هست. از اون طرفم یه شبکه‌ی فروش وجود داره که احتمالا میشه همون دوست‌ها و آشناهای شما! وقتی که این شبکه‌ها اشباع بشن کم کم وقت خداحافظی با این شرکت‌ها هست. تا بخواین هم تریک میزنن بهتون. مثلا کیفیت جنس‌هاشونو میارن پایین تا فروش نره و خود به خود شبکه‌ها از هم بپاشن (البته اینو برای نمونه گفتم) 

در نهایت چی باقی میمونه؟ کلی آدم توی اون پایین مایینای هرم که متضرر شدن، یه سری سرشاخه که یه خرده پول گیرشون اومده و یه شرکت هرمی از هم پاشیده که کلی کلی کلی پول گیر مالک‌هاش اومده!!

۷- مستمر بگیر بشین!

من موندم شرکتی که نه قرارداد دائمی داره و درآمدت وابسته به فروش هست و هیچ ضمانتی بهت نمیده و بیمه نمیکنه و … با چه رویی میگن بیا مستمری بگیر شو؟! با یادآوری مورد قبلی که گفتم کافیه یه نگا به شرکت‌های مشابهی بندازین که قبلا بودن و بعد از یه مدت چند ساله گفتن بای بای! دوباره همون سرشاخه‌ها رفتن توی یه شرکت دیگه فعال شدن و همون آش و همون کاسه و فقط کلی آدم اون ردیف‌های وسط هرم به بعد مرتب پول و از پول مهم‌تر وقت از کفشون میره!

۸- عموما حاضر نیستن درصد بگن

اگه دقت کنید همه عددهای خوشحال کننده درآمد آینده رو به صورت مبلغ بهتون میگن. نه به صورت درصد. اگه احیانا پاپیچتون شدن که بیاین پرزنت کنیم گیر بدین که درصدی مقادیر رو بگن بهتون. بعد هزینه‌ی زمانی و هزینه‌ مالی که قراره بکنید رو بذارین کنارش، خودتون دوزاریتون میفته! اگرچه اصلا با گذاشتن پول توی بانک موافق نیستم و به نظرم یه ضرر کلان به پیکره کشور هست، ولی در نهایتش احتمالا به این نتیجه میرسید که اگه پول خودتون و پول دوستاتون رو که قراره شما سرشون رو شیره بمالید رو بذارین بانک، بدون هدر دادن زمان سود بیشتری گیرتون میاد!! پس به جاش پیشنهاد میکنم با همین افراد داخل شبکه خودتون یه شرکت تعاونی بزنید و با هم کار کنید. غیر این که زمان کمتری میذارین و سود بیشتری میبرین، یه شرکت دارین که مالکش خودتون هستین!

۹- بذار یه آماری هم بدم!

یه نگا بندازیم به شرکت‌های خارجی فعال توی این حوزه! 

  • تنها ۱۰ درصد بازاریاب‌های شرکت Amway’s (از قدیمی‌ترین و بزرگترین شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای) موفق شدن درآمدی کسب کنن.
  • از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s فقط۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند؛ که میشه ۹۹٫۷ درصد عدم موفقیت است. یا بهتره بگیم ۰.۳ درصد موفقیت نسبی!
  • سال ۲۰۰۷ تنها ۱ درصد از بازاریاب‌های شرکت Mona Vie’s موفق به دربافت سود شده بودند.
  • در سال ۹۸ درآمد سالانه ۹۰ درصد از بازاریاب‌ها در امریکا از ۵۰۰۰ دلاردر سال کمتر بود که با درآمد حداقلی برای زندگی تفاوت فاحشی دارد. (جهت اطلاع درآمد متوسط سالیانه آمریکا برای یه زندگی متوسط باید ۷۰ تا ۱۲۰ هزار دلار توی سال باشه)
  • در سال ۲۰۱۰ درآمد ۸۴ درصد از فروشندگان شبکه Fortune در آمریکا از ۶۰۰۰ دلار در سال کمتر بود و ۳۰ درصد کل بازاریاب‌ها هیچ درآمدی نداشتن.
  • فقط ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه ای آمریکایی) تونستن درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتره!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکردن.

دیگه خودتون تا تهش برید. اگه شما هم تجربه ای دارین خوشحال میشم منعکس کنید.

مطالب مرتبط

avatar
  مشترک  
دریافت پیام از طریق
به بالای صفحه بردن