Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on facebook
Share on google
Share on twitter

نمیدونم شما هم اینطور باشین یا نه! 

ولی احتمال میدم خیلیهامون هر روز از صبح که بیدار میشیم تا شب مرتب از خودمون میپرسیم چرا؟! چرا این کار لعنتیم درست نمیشه؟ خسته شدم چرا این پروژه جور نمیشه؟ چرا فلانی باباش داره من ندارم؟ چرا اینجا به دنیا اومدم؟ و خیلی خیلی چراهای دیگه. کافیه بشینیم یه فکر کنیم ببینیم واقعا چند بار از این چراها از خودمون میپرسیم؟ 

اگرچه واقعا نرسیدن به هدف‌ها سخته و به آدم فشار میاره، ولی به نظرم مشکل رسیدن نیست. بیشتر مشکل سریع نرسیدنه. شاید یه خرده عجله داریم! بعضی وقتا خودم و اطرافیانمو که نگا میکنم دیگه کامل مطمئن میشم که مسئله ماها نه این چراها هست که هر روز از خودمون میپرسیم و نه نرسیدن به هدف‌ها. بیشترین گیر کارمون اینه که دنبال سریع رسیدن بهشون هستیم بدون این که شرایط رو به صورت واقعی تحلیل کنیم. بدتر از همه اینه که انعطاف توی کارمون هم نداریم. روش‌هایی که استفاده میکنیم رو به خاطر کله شقی یا لجبازی عوض نمیکنیم. 

پس بذارین یه بار چند تا مورد رو مرور کنیم ببینیم آیا راه حل بهتری وجود نداره؟

به جای این که هر چند وقت یه بار از خودمون بپرسیم «چرا»، بهتره که از خودمون مرتب بپرسیم «چرا که نه». 

پس به جای «چرا کارم درست نمیشه؟» بگیم «کارم درست میشه، چرا که نه. فقط باید تلاشمو بیشتر کنم و راه حل درست رو پیدا کنم براش»

بله راه حل درست. ما خیلی وقتا توی روش‌ها گیر میکنیم. چون از اول گفتیم از این راه میرم میرسم، لج میکنیم و حاضر به انعطاف نیستیم. جالبیش اینه که این لجبازی با خودمونه! 

یه چیزی رو دقت نمیکنیم. اگه قراره برنامه‌ریزی کنیم توی چند تا سطح باید این کار انجام بشه.  برنامه راهبردی، برنامه استراتژیکال و برنامه تاکتیکی. اونی که بیشترین ثبات رو باید داشته باشه راهبرد و اهداف اصلیمون هست. ولی استراتژی‌ها و تاکتیک‌ها مرتب در حال تغییر هستن چون فضای اطرافیمون در حال تغییر هست.

ما توی کسب و کارهامون هم همین مشکل رو داریم. برنامه‌هامون رو توی چند تا سطح در نظر نمی‌گیریم. برای همین میخوایم یه شبه بشیم گوگل یا مایکروسافت یا اپل! یادمون میره که رسیدن به هر سطح از هدف‌ها در شرایط ایده‌آل هم یه زمان مشخصی رو میطلبه؛ حالا چه برسه به شرایطی که وضعیت محیطیت خودش پایداری نداره!

پس به جای این که مرتب با یه سری جمله خودمون باعث ناامیدی خودمون بشیم، از این به بعد به جای «چرا» گفتن از خودمون بپرسیم «چرا که نه»! و برای این «چرا که نه»ها آنالیزهای لازم رو انجام بدیم و از خودمون بپرسیم خب الان باید چکار کنیم!

چرا یا چرا که نه

مطالب مرتبط

avatar
  مشترک  
دریافت پیام از طریق
به بالای صفحه بردن